جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

84-سونوی ناگهانی ماه هفتم

1392/5/4 18:31
نویسنده : 💚رستا💙
2,515 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان
نمیتونم خیلی زیاد بنویسم
دیشب از شدت ناراحتی زیاد خآبم نبرد
نمیتونم خیلی توضیح بدم اما جریان این مزاحم به این سادگیا که شما فکر میکنید نیست و ماجرا  بسی پیچیده تر از این حرفاست ....
امروز هم به دلیل اینکه مارتیا از دیشب واسه مامانش تکون نخورده بود رفتیم بیمارستان و نوار قلب و آزمایش و سونو ....شکر خدا همه چی خوب بود .، فقط فشارم خیلی پایین بود که به خاطر همون بستری شدم برای سرم ....
بد از زهری هم برگشتیم خونه....
پسر قشنگم توی ۷ ماهگی :
پهنای استخون جمجمت هفت و ۳ دهم سانتی متر
پهنای شکمت شش و ۸ دهم سانتیمتر
وزنت ۱ کیلو و ۳ گرم
هنوز هم کلی جا داری برای بزرگ شدن
وضیت دهانه ی رحم هم نرمال (به خاطر سرکلاژ )
فقط جفت هنوز ی مقدار کمی پایین بود
دوستان از همتون نهایت تشکر رو دارم به خاطر اینکه منتظرم بودید ، نگرانم بودید ، هوام رو داشتید و پشتیبانیم کردین
خیلی ازتون ممنونم
میخاستم بگم که به احتمال زیاد ی هفته ای نمیام
این روزا خیلی واسم بد و استرس آور بود .....
دوست دارم تا ی هفته برای خونوادم زندگی کنم ، بدور از هر مشکل و دغدغه ای
میخام یکمی آروم شم
برای مارتیا اینجوری بهتره
راجب به تولدم پرسیده بودید
، تولدم یک شنبست ، ۳ روز دیگه .....
همتون رو به خدای مهربون میسپارم
واستون بهترینا رو میخام
واسمون دعا کنین
ممنونم

خدارو هزار مرتبه شکر که سالمی عشق من
حتا اگه خیلیا سلامتیت رو نخوان ......

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (123)

SaYa
3 مرداد 92 21:37
الهی قربونت برم تا جایی که شد باهم حرف زدیم و بدون که هرکسی باشه تاوان پس میده شک نکن عزیزم الهی قربونت برم بعد از 1هفته همه با کلی دعا و ارزوی قشنگ منتظرتیم عزیزززززززم
عاطفه
3 مرداد 92 21:39
سلام رستای نازنینم.......خدارو هزاران مرتبه شکر.... عزیزم چون جفتت پایینه زیاد خودتو ناراحت نکن.....کار سنگین نکن......استرسم که سمه نداشته باش..... عزیزم این روزا دعات میکنم...... مواظب خودتون باش
مهری
3 مرداد 92 21:46
اوا عزیزم چرا میخوای یه هفته تنهامون بذاری نه نه نه نرو من طاقت دوریتو ندارم


به چه جراتی به جای مهری خودت رو جا زدی و داری نظر میدی روانی
فکر میکنی که کسی نمیفهمه
خورشید زیاد پشت ابر نمیمونه.....
saba
3 مرداد 92 21:48



جالبیش اینه که بعدش هم سری میای خودت رو صبا جا میزنی و دوباره نظر میدی
دست خودت نیست مریضی
امیدوارم به بدترین شکل ممکن جون بکنی آشغال نجس
SaYa
3 مرداد 92 21:53
مرض داری جای سبا نظر میزاری بیچاره آره؟
fateme
3 مرداد 92 21:54
عزيزم خيلي خوشحال شدم ديدم اپ كرديتولدتم پيشاپيش مبارك فرشته ي اسموني منايشالامارتياي خوشگلم باتكوناش دل هممونوشادكنه. عزيزم يه هفته براي خودت زندگي كن براي خانوادت بخدااگه مامي گفتيم بيااپ كن چون واقعانگران حالت بوديم قربون اون پهناي شكمش بشم مناون خيلي هاهم غلط ميكنن سلامتي عشقمونخوانولش مهم نيستن. فدات بشم من دوباره ميگم تولدتم مبارك.مواظب خودتومارتياجونمم باش
fateme
3 مرداد 92 21:57
چه اينوردنياباشي چه اونورارزوي سلامتي ميكنم واست
fateme
3 مرداد 92 21:58
رستاجونم مابه اينكه بياي فقط يه نقطه بذاري راضي بوديم ديگه الان بااين اپت كه ازوضعيت مارتياگفتي خيلي خوشحال شديم
saba
3 مرداد 92 22:13
رستای عزیزم سلام عشق من.خوبی؟واقعابادیدن اپ جیددت خیلی خوشحال شدم.واقعاخوشحالم که مارتیاجونم ومامان گلش سالم وسلامتن.راستی تولدت مبارک باشه عزیزدل من.ایشالله شمع20000000000 سالگیتوفوت کنی فدات شم.رستاجونم تاهروقت که دوس داری نیاعزیزم.فقط اصرارمابرااین بودکه ازوضعیتت باخبرشیم که خداروشکرشدیم.مرسی که اپ کردی فدات شم.ایشالله زودزوداون فسقلی بدنیابادوچشم مابه جمال ایشون روشن بشه.راستی اون خیلیا خیلی بیجامیکنن سلامتی این ناناسی رونخوانبه دعای گربه سیاه بارون نمیباره(خطاب به اون خیلیا)خب عزیزدل من ببخشید وقتتوگرفتم گلم.رستاجون خیلی خیلی دوست دارم عزیزدلم.فعلاخدافظ فدات شم.مواظب خودت واون فسقلی مون باشیا.ماهمگی داریم واسه اومدن اون عزیزدلمون روزشماری میکنیم پس بایدخیلی مواظب خودتو عشق ماباشی.خدافسی
saba
3 مرداد 92 22:14
سایاجونم بیخیال عزیزدلم.قربونت برم سایای مهربونم.ممنونم ازت، ممنون
saba
3 مرداد 92 22:31
چقداین نی نیه نازه دوس دارم دولپی بخورمش ای جونممممممم فداش بشم.چه خوب قبل ازاینکه مارتیابه دنیابیادیه تصویری ازش داریم البته مارتیاخیلی خیلی خوشگلتره الهی من فداش بشم.راستی رستاجونم بایدبهم بگه خاله سبا باشه؟چیزدیگه ای نگه.ولی خداییش اگه مارتیااین شکلی بشه هاینی توپشتشوازبالاتاپایین بوس کنی من میام میخورمش.پس بهتره مواظبش باشیولی خیلی خیلی مارتیارودوس دارم عین بچه خواهرخودم میمونه.البته هنوزمزدوج نشده.خب عشقم فعلاخدافس. .. . . . . . . . ولی مارتیاخوردنی میشه ها
saba
3 مرداد 92 22:34
رستاجون این سه تانظراخریاخودمم عزیزم.ول کن اون روانی رو
سحر مامان آرتین
3 مرداد 92 23:28
عزیزم فکر کنم ما هممون رو این یارو خیلی حساس شدیم اگه این کامنت های اون باشه که انقد مودبانه نیست مگر اینکه بگی الان من هم خودم نیستم سایا هم خودش نیست فاطمه که خودش نیست صبا هم تقلبیه
SaYa
3 مرداد 92 23:30
باز که تو اومدی خستمون کردی ولمون کن دیگه چرا خودتو جای سحر جونم جا میزنی؟
saba
3 مرداد 92 23:48
سایا جون شما چطور به اطلاعات پیج رستا جونی دسترسی داری که فهمیدی سحر خودش نیست؟ ای کلک نکنه تو خود رستایی؟
عاطفه
3 مرداد 92 23:54
اینجا وحشتناک شده........
عاطفه
3 مرداد 92 23:55
دیگه نمیدونم که حقیقیه کی.......
fateme
4 مرداد 92 0:02
بابااون كامنتاي بالارومن خودم گذاشتم/فاطمه ي چن ماه پيش فاطمه اي كه اينقدرنگ ونوشته هاي وبش رستارواذيت ميكرد....... اي باباچرااينقدخودتوجاميزني؟؟؟
عاطفه
4 مرداد 92 0:07
منظورت چیه؟؟؟
عاطفه
4 مرداد 92 0:08
یکی بیاد بگه چه خبره اینجا
نیلوفر
4 مرداد 92 0:24
سلام عزیزم،ممنون که آپ کردی.خیلی خوشحال شدم... خدا رو شکر که همه چیز روبه راهه عزیزم جلوجلو تولدت مبارک خیلی مراقب خودت باش عزیزم،به هیچ چیز دیگه ای هم اهمیت نده عزیزم
زهره
4 مرداد 92 0:35
lسلام عزیزم مدتی نبودم چه خبره اینجا!! lcdلب تابم خراب شده بود تازه درستش کردم هنوز تمام مطالب رو نخوندم سفرها بی خطر خدا رو شکر فعلا که خوبید چه اسم قشنگی واسه رستمم گذاشتی مبارکه راستی من هم مردادیم پس تولد دوتامون مبارک
نازنین
4 مرداد 92 0:52
سلام.بابا بیخیال.این زنه دیوونه است.میخواد اعصابتونو خرد کنه.جواب ابلهان خاموشیست.جوابشو ندین.اون لذت میبره که شما باهاش درگیر میشین.همینو میخواد...
مامان امیر حسین
4 مرداد 92 0:58
رستا جون تولدت مبارک،هزار ساله باشی.
SaYa
4 مرداد 92 1:03
من دیگه نظر نمیدم دوستان تا بفهمید که این ابله داره با اسم من چیکار میکنه از خدا میخوام به بدترین درد ممکن دچار بشی....واسه میشه از دنیای نی نی وبلاگ میرم نه بخاطر اینکه تسلیم شدم فقط بخاطر اینکه اعصابم در امان بمونه همین....خداحافظ
مامان یگانه
4 مرداد 92 1:47
سلام رستا جون پیشاپیش تولدت مبارک.مراقب خودت وپسر گلت باش.
samira
4 مرداد 92 2:25
رستا جونی عزیز دلم پیشاپیش تولدت مبارک هفته ی دیگه منتظر پست تولدتم هرچند اگه عکس دار باشه من محرومم از دیدینش (البته با دیدن این شرایط بهت حق میدم که رمزو به هرکسی ندی ) ولی با دیدن پست شادیتم خوشحالم میشم به همشهریمم سلام برسون ایشاالله که سلامت باشن
مهسامامان نفس
4 مرداد 92 2:26
رستای عزیزم تولدت مبارک.عزیزم هر وقت رو به راه شدی بیا نت
samira
4 مرداد 92 2:30
کادوی تولد از راه دور
majede
4 مرداد 92 2:48
اگه بدونی که من چقد با خوندن پستت خوشحال شدمممممم.... عزیزمممممممممم....الهی من قربونت برم...هر کاری که فکر می کنی به صلاح خودت و مارتیا است انجام بده... ما همه جوره پشتتیم........عزیزمم..... اصلا نگران نباش... خدا رو شکررررررررررررر که مارتیا خوبه...الهی خاله فدااااااش بشه... عزیزمممممممممم.....اون خیلی ها خیلی......خودم میکشمشووون... مواظب خودت باااااش
majede
4 مرداد 92 3:06
الهی بمیرم برات که انقد استرس تحمل میکنی....... رستایی که من شناختم خیلی خیلی قویه...انقدقوی که یه همچین ادمی هیچ ضربه ای بهش نمیزنه... خودتو نگران نکن...برای همه ی ما مهم فقط تو و مارتیایین
عاطفه
4 مرداد 92 10:40
رونا
4 مرداد 92 11:12
من به یه شرط از اینجا میرم اونم اینه که دوستای نزدیک رستا (فاطمه سایا صبا سحر مهری و ماجده)مراتب عذرخواهی رو اینجا به جا بیارن در غیر اینصورت در خدمتتون هستم . مشکل رفتار زشت شماست نه خود رستا.رفتار بد جوابش رفتار بده و شما باعث شدین دوستتون ناراحت بشه...میخواستم یه درسی به شما داده باشم(البته سحر که سن و سالی ازش گذشته نباید مث باقی نوجوونای جمع رفتار کنه)فقط توججه داشته باشید عذرخواهی از صمیم قلب باشه ...توی همین پست هم می خوام...منتظرم....
saba
4 مرداد 92 11:13
بچه هامن بعدازاون نظرم که گفتم این سه تانظراخریامال منه دیگه نظرنذاشتم پس حرف اون ابله روباورنکنید.مرسی دوستای گلم
عاطفه
4 مرداد 92 11:33
رستا تو این رونا رو میشناسی آخه تو پستت یه آدرس ازش گذاشتی.....خوب اگه میدونی کیه بهش بگو دیگه مزاحم نشه.....مشکلش چیه؟؟ آخه من دوست ندارم تو ناراحت بشی..... دوست دارم گلم....
نیلوفر
4 مرداد 92 11:58
من هم تا اومدن رستا دیگه نظر نمی ذارم!!!
مامی محمدمهدی
4 مرداد 92 12:10
آرزوی سلامتی برات دارم عزیزم غم به دلت راه نده
fateme
4 مرداد 92 12:23
منم نميذارم
fateme
4 مرداد 92 12:27
مثل اينكه بدهكارم شديم!!!!!!!!!عجب
عاطفه
4 مرداد 92 12:32
سلام.منم نظر نمیدم.....
مامان بهاره جون
4 مرداد 92 14:15
سلام رستاجون من دوروزی نبودم حالاکه اومدم دیدم وای اینجاچه خبربوده عزیزدلم خودت وناراحت نکن استرس اصلاواسه توومارتیاجونی خوب نیست همه چیزدرست میشه راستی تولدتم پیشاپیش مبارک عزیزم ایشالله تولد1000000000 سالگیت درکنارعزیزانت به سلامتی وخوشی
مهری
4 مرداد 92 14:32
بچه ها جای منم خودش و جا زده منم تا اومدم رستا نظر نمی زارم.
محبوبه مامان ترنم
4 مرداد 92 14:32
خدا را شکر عزیزم که هم خودت خوبی و هم نی نیت. این استراحت واست خیلی لازمه. مواظب خودت باش.
سودابه
4 مرداد 92 15:16
عزیزم خدارو شکر که خوبی؟؟؟و خدارو هزار مرتبه شکر که مارتیا هم خوبه..مواظب خودت و گل پسرت باش..
sanaz
4 مرداد 92 15:48
رستايي چه خبر شده اينجا‏?عزيزم راه حلش اينه كه كامنتاتو از اين حالت در بياري و خودت تاييدشون كني
نیلوفر
4 مرداد 92 17:07
بچه ها تو رو خدا عذرخواهی کنید این یارو ولمون نمیکنه یه کاری کنید رستا برگرده و بازم واسمون بنویسه...الانم که تولدشهبه خاطر مارتیای دوست داشتنی مون که شده .ما باید طرف دوستمون باشیم و از لج و لجبازی دست بکشیم
نیلوفر
4 مرداد 92 18:07
واااااایییییییییییبچه ها این خودشو جای منم جا زده...من نظر نذاشتم که
zahra
4 مرداد 92 18:33
salam rasta jun be in harfha aslan ahamiat nadeh ghorbunet beram


مامان حمیدکوچولو
4 مرداد 92 23:56
خصوصی
عمه ی آتنا
5 مرداد 92 11:51
عزیزدلم تولدت مبارک باشههه این آخرین تولدیه که بدون بغل کردن مارتیا جشن میگیری تنتون سالم باشه همیشه
مامان ایلیا
5 مرداد 92 15:41
سلام رستا جون. خداروشکر که هم خودت خوبی هم مارتیای عزیزم. زیاد استرس نداشته باش و فقط سعی کن استراحت کنی خانمی. ایلیا هم دلش برا خاله رستاش تنگ شده مواظب خودت باش عزیزم.
majede
5 مرداد 92 21:29
عزیزممممممممم.....تولدت پیشاپیش مباااااااااارک عزیزدلم+کلییییییییییی ارزوهای خوب و رنگی برای تو و اقا زانیار و مارتیای خوشگل خاله عزیزممممم خیلیییییییییی زیاد منتظرتممممم... این یه هفته رو خوب تو ارامش استراحت کن و بعد برگرد پیشمون...
saba
6 مرداد 92 0:44
ببین دخترخانوم من به حق امشب بخاطراین که داری بایه مادربازی میکنی، داری وبلاگ یه فرشته کوچولوروبه گندمیکشی،بخاطراین که ادم واقعابی عقلی هستی من ازطرف خودم ازت معذرت خواهی میخوام.ازطرف نه ازطرف کس دیگه ای اینم بخاطررستابودفقط بخاطررستاومارتیانه بخاطرهیچکس دیگه.پس ازت خواهش میکنم بروفقط برو.اگه ازت معذرت خواهی کردم به معنی این نیست که خودموکوچیک کردم واسه اینه که لاقل بامعذرت خواهی من بااحساسات یه مادربازی نمیکنی.فقط ساعت کامنتمم نگاه کن داشتم قران میخوندم که تصمیم گرفتم بیام ومعذرت خواهی کنم.اگه بدونی خداکیه پس بایدبدونی امشب شب قدره.پس به همین شب قسمت میدم دیگه اینجانیا.خواهش میکنم.یه باردیگه هم میگم معذرت میخوام.اینم همه بخونن فقط خواهشاکسی سرزنشم نکنه چون بخاطررستاویه فرشته اسمونی اینوگفتم وبخاطراین شب عزیزنخواستم دل یه مادربشکنه.پس خدافظ براهمیشه روناخانوم
مسیحا
6 مرداد 92 2:10
سلام عزیزم ، اصلا اهمیت نده اینا یه عده بیکارن و به قول خودت مخصوصا که الانم تابستون شده و این بدبختا بیکار شدن افتادن به جون وب های مردم ... پس بیخیال باش و فقط به عشقهات برس
fateme
6 مرداد 92 12:53
تولدت مبارك عزيزمممم
fateme
6 مرداد 92 15:37
فووووووووت …. فوووووووت ….. فووووووووت … فوووووووت …. بیا شعما رو فوت کن !!! تولدت مبارک !!!امروز با شکوهترین روز هستیست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی تولدت مبارك رستاجونم ببخشيداگه اين چن روزكامنت نذاشتمم فك ميكردم بدون تاييدنمايش داده ميشه تاااينكه امروزفهميدم نهههعشقم مارتياچطوره؟؟تكون كه ميخوره؟؟؟اقازانياربهترن؟؟خودت خوبي؟؟؟ قربوووووونت برم ديگه مزاحمت نميشم اعصاب خودتوخوردنكن وفقطــ به فكرخودت باش
یاسمن
6 مرداد 92 19:11
سلام رستا خدارو شکر خوبی اقا زانیار بهتره؟مواظب خودت باش زیا به مزاحما فکر نکن چاره چیه؟
الهام مامان رامیلا
7 مرداد 92 1:41
سلام تولدت هم مبارک باشه خانمی وای که منم اینطوری شده بودم سر دخملی خیلی ترسیدم و تمام کارهایی که تو گفتی رو کردم انشالله به سلامتی به دنیا بیاد دوست داشتی به ما هم سر بزن از طریق سایا باهات آشنا شدم


چشم عزیزم حتما میام پیشتون
ღ مونا مامان امیرسام ღ
7 مرداد 92 3:25
سلام دوست خوبم.ممکنه به این ادرس برید و به ((امیرسام خرمی)) امتیاز 5 رو بدید تا 9 مرداد هم وقت دارید.ممنون از وقتی که میذارید گلم. خوشحال میشم اگر بعد از رای دادن خبرم کنی. soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=7
مهری
7 مرداد 92 9:11
تولدت مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک


مرررررررررررررررررسی مهری جون
مامان حسنا
7 مرداد 92 12:40
سلام عزیزم ایشالا که حال شوهرتم زودی خوب شه
پیش ماهم بیا


چششششششششششششم
fateme
7 مرداد 92 15:06
سلــــــام رستاخانومي~چطوري؟؟كي مياي؟؟حالتون خوبـــه؟؟؟مارتياجونم خوبه؟؟؟تكون ميخوره؟؟؟اي بابامنم كه سوال پيچت كردمتواين شباخيلــــــــــي واست دعاميكنم عزيردلممواظب خودت ومارتيا جونم باش
الهام مامان علیرضا
7 مرداد 92 17:05
زودتر بیا پر انرژی مراقب خودتون و نی نی باشید منتظرت هستیم
نازنین
7 مرداد 92 20:55
سلام..

میشه رمز پست ها رو برام بفرستی؟

میخوام بخونم وبلاگتو..

اگه میشه



بعد از این اتفاق ها اعتماد کردن واسم شده سخت ترین کااااااااره دنیا.....
نمیخوام دلتو بشکونم اما من که خوب نمیشناسمت
به خدا بدجورب ضربه خوردم بهم حق بده
توی پست های رمز دار فقط عکسه
نوشته هام بدون رمزه
nazanin
7 مرداد 92 21:19
salam azizam ramz mikhaaaaaaaaaaaam midi behem be meilam befrest mer30
مامان خانومی
8 مرداد 92 12:24
سلام
رستا جون خوبی؟
منم تقریبا کل مطلبتو خوندم
خیلی خوشم اومد و واقعا یاد دورانی منو برد که من توش بودم
عزیزم مواظب پسر نازت باش
تو این ماه عزیز خدا حفظت کنه
دوست داشتی بیا وبم و رمزو بده تا منم بتونم بهات بیشتر اشنا بشم
میدونم غریبه ها را جواب نمیدی
منم تو ایران غریبم و خانواده شوشویی فقط اینجاست

عزیزم با شوق و ذوق خواستم بیام پیشت اما کو آدرسسسسسسسسسسسس؟؟؟؟ حتما بازم بیا آدرس بزاااااااار
مامان رهام
8 مرداد 92 13:55
سلام دوست خوبم
شرمنده من یه مدت نبودم نتم قطع بود
خیلی خوشحالم که به خیر گذشته عمل شوشو....
عزیزم بعضیا چشم ندارن خوشبختی دیگرونو ببینن دست خودشونم که نیست خوب مرییییییییضن تو خودتو ناراحت نکن
قربونت
مواظب نی نی هم نباش


اختیار داری عزیزم این چه حرفیه
چششششششششششششششم خوشگل خانووووووم
رهام ناااااازمازی رو ببوسسسسس
fateme
8 مرداد 92 17:01
گفتي يه هفته واسه خانوادم باشم بسههههههههه ديگهبيا امروزسرزدم عايا؟آآآآي آآآآي حواس پرتم خودتيخب باباازبس گفتم خوبي ؟؟مارتياخوبه؟؟خسته شدم .خب بيااااااايه چيزديگه بگم. حالاخودمونيممارتياخوبه؟؟
زهرا
8 مرداد 92 18:02
رستای عزیییییییییزم تولدت هزار بار مبااااااارک ایشالا همیشه سالم و سلامت و موفق و شاد باشی و مارتیای خوشگلت هم بسلامتی به دنیا بیاد و کنار آقا زانیار و مارتیا جون زندگی خوب و خوشی رو داشته باشید.......
چون پست جدید نذاشتی مجبور شدم همینجا تولدتو تبریک بگم
بازهم تولدت خیییییییییییییلی مبارکت باشه عزیییییزم


ممنونم زهههههههههههههههههههرا ججججججججججججججججججججججججون
majede
8 مرداد 92 18:46
عزیزم....بهتری؟ حالت خوبه؟ مارتیای عزیز دل خاله چطوره؟ اقا زانیار بهتر شده ایشالله؟ امیدوارم همتون خیلی خوب باشین... خیلی مواظب خودت باش... امیدوارم یکم به ارامش رسیده باشی...
نازنین
8 مرداد 92 18:52
بابا رستا جووون کجایی؟خوبی؟بیا یه چیزی بنویس که دلم برات خیییلی تنگیده.مارتیا خوبه؟آقاتون خوبن؟مواظب خودت باش عزیزم


سلام نازنین جوووووووووون / چشششششششششششم اومدم
مریم
9 مرداد 92 8:55

رستا جون این چند وقته که من نبودم چی اومده به سرت. هی میام می خونم و میرم تو فکر
بی خیال این اتفاقات خواهر جون .
اول اینکه تولدت مبارک
دوم اینکه خدارو شکر که نی نی و شوهرت سالمند
سوم اینکه باورت میشه تو سونو ان تی بهم جنسیت رو نگفتند. جواب آزمایش رو هم که بردم پیش دکتر تازه حاضر شدند برام تشکیل پرونده بارداری بدن.
بعدشم آزمایش سلامت جنین و بعدشم سونوی سه بعدی و بعد از این ها می تونم تازه جمال دکترمو ببینم. باورت میشه من تو 4 ماهم و هنوز دارم فولیک می خورم.
می بوسمت.
رستا پا شو بیا دیگه خسته شدم هر روز میام اینجا گمشدمو نمی بینم.
رستا عزیزم قوی باش. با حرفای یه ندید بدید که نباید انقدر جاخالی بدی. تو مادری و باید خوش باشی از این لحظه های شیرین و زیبا.
بیا دیگه . بذار شبا راحت بخوابیم


سلام مریم جووووووووووووون
اولا که مررررررررررررسی خااااانوم
دوما که منم دقیقا نثل شما بودم تاااااااااازه + خونریزی
هیچی هم تا آخر شش ماااه نمیتونستم بخورم چون ناجور ویار داشتم
سوما سلامتیش از همه مهمتره بیخیال جنسیت هرچی باشه نفس مامان باباش میشششششششششششه
چهارما دلم واست لکککککککک زده بود عزیزم....
مریم
9 مرداد 92 8:58
رستا جون یه کوه حرف برات نوشتم ولی نمی دونم چرا وقتی ارسال کردم هیچ چی نیومد. واقعا یه کوه حرف نوشتما! اصلا تو همون ایمیلم بنویسم مثل گذشته راحت ترم.
خاله اریسا خانوم
9 مرداد 92 13:10
سلام عزیزم من که حسابی گیج شدم.خودتو ناراحت نکن.ایشالا درست میشه.نی نی خوشملتم بسلامتی دنیا میاد
fateme
9 مرداد 92 14:21
دلتنگی حس نبودن کسیست که تمام وجودم به یکباره تمنای وجودش را میکند.رستاجونم خيلي دلــم بلــآت تنگـ شُده


چه جمله ی قشنگیییییییییییی
fateme
10 مرداد 92 16:06
پس بيااااااااااااااديگه
عمه حدیث خوشگله
10 مرداد 92 17:49
سلام عزیزم نی نی مون چطوره! خودت چطوری! پای آقا زانیار چطوره! امیدوارم که همه تون خوب باشین. به نظر من برای تمام پست های وب ات رمز بذار تا آدم های بی شخصیت سوءاستفاده نکنند. عزیزم تو همه چیز رو خیلی ساده و روان و بدون هیچ دروغی می نویسی! و خیلی ها وب تو رو به خاطر نوشتن خاطرات دنبال میکنند. لطفا برای تمام پست هات رمز بذار عزیزم. دوست ندارم مشکلی برات پیش بیاد.
SaYa
11 مرداد 92 11:03
سلام عزیزم خوبی؟خوشحالم که حالت خوبه و این مدت ب ات خوب بوده واقعا و خوشحالم از این بابت که داداشت کنکور قبول شده ایشالله رته دلخواهشم قبول میشه رستا جون
و اینکه امیدوارم همیشه شاد باشی عزیزم


سلام عزیزم مرررررررررررررررررررسی سایا جونم
راستی چرا نمیای دیگه؟
عملت چی شد؟؟
saba
11 مرداد 92 12:32
salam rasta joooonam khoobi azize delam?kheili khooshhal shodam vaghti nazareto to vebe saya joon khooondam.vaghan khoshhalam k in gheybat vasat mofid boode.rasti martyaye man chetore?moshtaghane montazeresham nafasam.chaghad khordani mishe.akhhhhhhh jooooooooooooon.rasta joonam hesabi movazebe khodet bash golam.salam beresoon fadat sham.felan khoodafeeees


هدیه
11 مرداد 92 13:07
سلامممممممممممممممممبرخواهر گلم
امیدوارم که حالت خوب باشه راستی حال کوچولوی خاله چطوره مواظبش هستی دیگه ؟
راستی وقتی پستاتو خوندم خیلی ناراحت شدم گوش به این حرفا نده باید قوی باشی عزیزم همسری محترم تو این شرایط بیشتر از همه به تواحتیاج داره دلم برات تنگ شده گل من دوست دارم عزیزم

سلام خواهر مهربونم
فدااااااااااااااااای مهربونی هات بشم من
ممنون که به فکر منو هستی عشقم
منم دوسسسسسسسسسسسست دارم
majede
11 مرداد 92 15:38
دوست من خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عزیزدلم چطوره؟
اقای شوشو بهتر شده؟
دلم خیلییییییییییییی برات تنگولیده عزیزم...
تو فقط خوب باش...همین برام کافیه


دله منم واست ی ذررررررررررره شده بود
اونم خوبببببببببه بهتر شده شکر خدا
fateme
11 مرداد 92 15:52
سلام رستاجونم.خوبي عزيزم؟؟مارتياجونم خوبه؟؟چن مين پيش داشتم اون شعرفريدون مشيري كه خودتم عاشقشي روميخوندم كلي يادت كردموقتي ديدم براسايانظرگذاشتي اينقدخوشحال شدم كه نگووووواميدوارم زودتربياي عزيزماگ هم ديربياي ولي بدونم حال هردوتون خوبه واسم كافيه


مررررسی مهربونم
مهری
11 مرداد 92 16:31
تو نظرات سایا نظرتو خوندم. خدا رو شکر که بهتری.


عاطفه
11 مرداد 92 17:30
سلام رستا جونم...... مارتیا جونی خوبه؟؟؟؟؟ خانمی یه هفته تموم نمیایی؟؟آخه دلم واست تنگیده.....
مامان امیر حسین
12 مرداد 92 3:27
رستا جون کجایی پس بیا آپ کن دیگه.


سلام عزیزه دلم شرمنده
دیگه سعی میکنم حسابی جبران کنم
saba
12 مرداد 92 12:46
salam rastaye joonam.khoobi azize delam?martiya joooonam khoobe azizam?bebakhshid englisi minevisam akhe windowsamo avaz kardam sharmande golam.rasta joonam to ro khoda biya yw chizi az khodet o oon nafase man begoo o booro.rasta joonam mordam az negarani gole man.movazebe khodeto martiya kocholommmm bashiya ta man biyam bokhorameshfalan khodafes nafasaaaaaaaaaaam


فداااااااااااات بشم من مرسسسسسسسسسسسسسی همه جوره مررررررسی
مهری
13 مرداد 92 19:24
یه هفته شد پس کجایییییییییییییییییییییییی؟//////////////


ببخشیدو ایشالا جبران میگنم مهرییییییییییی جون / مجبور بودم یه مدت نباشم
saba
13 مرداد 92 23:57
rasta jooooooonam khoobi azize delam?martiyam khoobe?elahi fadat besham man.to ro khoda asabeto alaki khoord nakoniya bashe azizam?doooooooset daram nafasaaaaaaaaammartiya jooooooooooonam asheghetam eshghe manii faghaaaaaaaaaat

میسسسسسسسسسسسسسی صبا جون
majede
14 مرداد 92 15:13
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جووووووووووووووووون...
رستاااااااااااا برگشتــــــــــــــــــــــــــه


قربونتتتتتتتتت برم من مهربون خودمممممممممم
saba
14 مرداد 92 15:29
akhhhhhhhh jooooon pas bodo biya k mordim az entezar azize delam.ghorboone rastamam besha elahi.delam vase martiya jooonam lak zade.montazeretiiiiiiiiiim nafasammmmmm


ممنونم عزیزم . به خووووووووودا شماها فرشته ایییییییییییییین
شیما
14 مرداد 92 15:43
رستا جون کجایی؟ خوبی ؟ آقا زانیار خوبه؟


سلام شیما جون. ما خوبیم عزیزم شما خوبییییییییییییید؟؟ببخشید دوست خوبم این مدت گرفتار بودیم اما با کلللللللللی روحیه دوباره میایم
fateme
14 مرداد 92 20:30
واي رستاچقدخوشحال شدم ديدم از48شد53تاببخشيدجون نميگم خعلي خودموني شدم


سلام فاطمه جوووووووووووون خوبی؟
نه بابا راحت باش میتونی هرچی خواستی صدام کنی قربونت برم
راستی مامان بهتر شدن؟؟
fateme
14 مرداد 92 20:35
اره عزيزم بهترهحالاميشه اينوبگم:
انلاين كه ميشوي انگشتانم به لكنت مي افتدهرشب شعرفريدون مشيريوميخوندم ويادت ميكردم


آآآخی عزیزم
آره دیگه ماها باید همینجوری هم بگیم خخخخخخخخ
وای من عاشق این شعرم
قربون دله مهربونت که به یادمونی
راستی از سایا چه خبر نرفتم تازگی ها بهش سر بزنم
ماها یکی از یکی تنبل تر
ولی خداییش جماعت کرموی سادیسمی تو این یه هفته بیکاری جییییییییییی میکشیدن خخخخخخخخخخخخخ
fateme
14 مرداد 92 20:37
راستي يادم رفت بپرسم وروجك من تكون ميخوره؟؟؟مال من شدهاااااديگه مال تونيست!!!!!!


بهههله/ دیگه تکوناش ضعیف نیست ماشالا تکون که میخوره پدر دل و روده مارو در میاره .... دررررررررررررد داره/ قافل شمارو ندالللله
fateme
14 مرداد 92 20:44
اره باباساياهنوزاپ نكردهخلاصه كه شومادوتاداريدمن ازهمه منتظرامنتظرترميكنيدراستي عكس مارتياروهم بذارفداي اون مماخ كوشولوش بشم من.ديگه وبتوحفظ شدم ازبس خوندمش دراين روازي دلتنگي


اوووووووخی
سایا عمل داشت
نمیدونم رفته یا نه؟؟
امتحان هم داررررررررررره
باچه الان دیگه گنده شده نمیشه تو سونو عکس سراسری ازش گرفت .
زانیار که میگه خدا یه پسر بهم داده کپ خودم
فعلا که 1 ماه تا دیدار بیشتر نمونده
fateme
14 مرداد 92 20:45
راستي رستااون جوجه جان(سن عشقم)روبكن مارتيااگه من توهمه كارااينقدحواسم جمع بودالان......




چشم عزیزم

آره میدونم

منم مث خودتم

اگه حواس داشتم الان رییس جمهور بودم باز خوفه تو از من حواس جمع تری

زانیار میگه تو دکتر بشی بی بروبرگرد از اونایی میشی که تو دل و روده ی مردم قیچی و .. جا میذاری


fateme
14 مرداد 92 20:48
1ماه؟؟؟؟ووووويييي چقدزودگذشتانگارهمين ديروز2ماه بود
عكس ممخاشوبذارالبت هروقت اپ كردي


مگه عکسش نبود؟؟ یه عسک خوشگل داشت از مماخ؟؟
fateme
14 مرداد 92 20:51
2تاراه داري براي اينكه بعدازاومدن مارتياجونممممم وبوحذف نكني.حالاانتخاب باخودته:
روش اول:خودت مثه يه عددمامي حرف گوش كن وبوتااخرحذف نكني
روش دوم:من مختوبزنم
انتخاب باشوماست.لطفادرانتخاب دقت فرماييد


گزینه ی 3!!!!
فخط 2 ماه میمونم بعد میرم
تو دوست داری من با یه دونه دیپلم بشم ملمانی مارتیا وقتی زانیار داره برای پزشکی میخونه؟؟؟
fateme
14 مرداد 92 20:52
اره داشت ولي خوبچه بزرگ شده مماخ جديد


اینبار رفتم سونو میگم عسک جدید بندازه
fateme
14 مرداد 92 20:56
نه خب معلومه من دوست دارم مامان وروجكم بهترين هاباشهولي خب لازم نيس كه هرروزبياي ماهي ي باربيايه نقطه بذاربفهميم حالت خوبهولي بازهرچي صلاح خودته


ساید اومدم هر از چند گاهی عکسای مارتیا رو گذاشتم و رفتم
فقط امیدوارم بچم زشت نباچه
fateme
14 مرداد 92 21:00
نه باباخوشچله.بااون عكسي كه من ديدم مثه ماه ميمونه/خانواده به اين زيبايي ازكجاميخوابي ريخت شه؟؟چه جواب قانع كننده اي


حالا تو کی خونواده ی مارو دیدی؟؟؟
مگه بچه فقط به مامان باباش میره؟؟
تو همین فک و فامیلای زانیار کلللللللللللی بیریخت داریم
همین پسر عمش چشماش رنگیه اما یه دماااااااااااااااااغی داره
به زانیار گفتم بی بروبرگرد اگه به فامیلات بره باید کل پوله جراحی پلاستیکش رو مرحمت کنه
اونم راجب به فامیلای من همین رو میگه
fateme
14 مرداد 92 21:03
خداروشكركن كه اونجانيستم .ازبس بچه روميچلوندم چيزي ازش باقي نميموند


یا ابرفض
fateme
14 مرداد 92 22:00
اي باباديدم انلايني محومارتياشدميادم رفت بپرسم حال اقازانياربهتره؟؟


عزیزم نماز روزه هات قبول خانوووووووم
زانیار هم خوبه
مشغول درساشه
واسه تبلدم سنگ تموم گذاشت
رادینم اومد
خلاصه بهتره خداروشکرررررررر
fateme
14 مرداد 92 22:12
خداروشكررستاولي خيلي بلدي ادموبذاري توانتظاركلك!!!


میخوام آپ کنم با کلللللللللللللی عسک اما اینگد نظرا زیاده که هرچی تایید میکنم تموم نیمیشه
نظرات پستای قبلیم هست که مونده
fateme
14 مرداد 92 22:16
بيخودنيست به ماميگن نسل سوختهيكي نبودواسمون وب بزنه ازجنيني
افرين رستا


آره واللللا
به خدا وقتی مارتیا 18 سالش شد باهاش میشینم پشت لپ تاپ تا مطمئن باشم که همه ی مطالب رو میخونه
من کلی عقده از دوران سوخته ی جنینیم تو دلم مونده
fateme
14 مرداد 92 22:18
خخخخخخ پس توهم زيره اوارنظرات مونديمن فهلاساكت ميشم كه سرت شلوغ ترنشه.ببين چه دخمل خوفيم


تو مااااااااااااااااههههههههههههههههی
fateme
14 مرداد 92 22:19
مگه مايه بارشدتكون نخوريم كلي ادمونگران خودمون كنيم؟؟؟


الهی بمیرم این چه حرفیه تو که خودت میدونی چه قدر برای من و سایا مهمییییییییییییییی
جیگر خودمی
دیگه از این حرفا نزنییییییییییییییییا
fateme
14 مرداد 92 22:31
من بعده فيلمه ميام دوباره سرميزنماميدوارم ديگه اززيراوارنظرات نجات يافته باشي واپ كرده باشياگه كله ــــت به شيكمت ميرسه ازطرف من مارتياروبوس كن
عاطفه
14 مرداد 92 22:49
عزیزمرسی رستای نازنینم که اومدی بهمون سر زدی..

بهتری گلم..

مارتیای من چطوره؟؟؟؟آقای همسری خوبه؟؟

د.ست دارم عزیزم



منم دوسسسسسسسست دارم خوجججلم
مامان عاطفه
14 مرداد 92 23:15
سلام عزیزم.
خوبی؟واقعا ببخشید که به وبلاگت نیومدم.اینقد سرم شلوغه که بعد 5روز تازه یادم اومده موهامو شونه بزنم!!!!
فک کن حموم میرفتم با چه استرسی که نکنه امیررضا بیدار بشه و مامانمو اذیت کنه /
ولی واقعا به فکرتون بودم.انشالله تا دوسه روز دیگه آپ میکنم و به همه دوستا سر میزنم.
رستا جونم اصلا خودتو ناراحت نکن به خاطر این مزاحمای بیمار...به فکر مارتیا جونم باش که نباید تو این دوران ناراحت بشی.
دلم برا جوجه کوچولو تنگ شده بیا و یه آپ خوشگل کن و از مارتیا نفس بنویس.


فداااااااااااااااات بشم من مامانی
فداااااااااااای امیررضا جوننننننننننننننننننم
SaYa
14 مرداد 92 23:15
رستا جان مرسی از لطفتت عزیزدلممنتظر آپ جدیدت هستم...


به زودیییییی
محبوبه مامان ترنم
14 مرداد 92 23:48
سلام عزیزم. خوبی؟ همسرت بهتر شده.؟
دیدم نظر گذاشتی فکر کردم اپ کردی .اومدم حالی ازت بپرسم. خوبی خدا را شکر؟
مارتیا جوجه خوبه؟


سلام محبوبه جون . فدااات بشم من ما خوبیم
ترنم زیبا چه طوره؟
نازنین
15 مرداد 92 0:22
سلام رستا جونم.خییییلی خوشحالم که اومدی عزیزم.خوبی؟پسر گلت خوبه؟اقا زانیار خوب شد؟
راستی رستا من اون نازنینی نیستم که ازت رمز میخواستا.نازنین 2 تا شد قاطی شدیم با هم
مواظب خودتو مارتیا باش عزیزم


واقعا؟؟ چقدر جااالب! خب عزیزم اینبار که اومدی کنار اسمت یه چیزی بذار که من بفهمم کی به کیه خو
زانیار هم بهتره هر روز فیزیو میره
قررررررربونت برررررررم من عزیزم تو هم مراقب خودت بااااااااش
نازنین1
15 مرداد 92 12:55
اسممو گذاشتم نازنین1 که قاطی نشهخب خدارو شکر.باشه عزیزم.


مرسسسسسسسی نازنین جون
ای کااااش همه مثه تو این قدر با تدبیر بودن خوشگل خانووووم
saba
15 مرداد 92 13:34
salam rasta joonam khoobi azizam?vaaaaaaaaay rasta az khoshhali bal dar avordam didam ham up kardi ham nazararo tayid kardi azize man.hale eshgham gol pesarim chetore?vaaaaaaay cheghad dooos daram zoodtar bebinamesh.rasta joonam bebakhshid tavalodeto dir tabrik goftam azizam akhe yadam nabood badesham roozi chand bar miyoomadam vebet bebinam up kardi ya nna k khodaro shokr halet kheili khoobe azizamrasti martiya lagadam mizane mage na?rasta kheili doosesh daram.ashegheshaaaaaaamaaaaaaa.mimiram barash.rastajoonam kheili kheili dooooset daram azize delam movazebe khodeto nafasw man bashiyaaaaa.faelan khodafez eshghaaaaaaaaam


ممنونم صبا خانوم خوشگل. بههههههله آقا هم لگد میزنه هم چرخ میزنه . هم سکسکه هکه کاااااری میتنه
saba
15 مرداد 92 13:36
rasti agha zaniyar behtare?ishala k dg hichvaght az in etefagha pish nayad.booooooooos


بهتره قربونت برم . ممنونم که به فکری
نازنین 2
16 مرداد 92 23:39
بازم سلام..

خواهش میکنم بهم اعتماد کن..

باور کن قصد بدی ندارم.. قسم میخورم..

فقط میخوام وبتو کامل ببینم.. همین



تو کدوم نازنینی؟ مگه تو وبلاگ داشتی؟
نازنین1
18 مرداد 92 1:45
رستا جون من که گفتم.من نازنین 1 هستم.وبلاگ ندارم.مجردم.دانشجوی پرستاریم.هیچوقتم رمز نخواستم ازت.بچه رشت هم هستم.همسن خودتم هستم منها چند ماهی بزرگتر.چند ماهیم هست وبتو میخونم.اصلا میخوای خودت یه اسم واسم انتخاب کن این نازنین جان هم از این بلاتکلیفی دراد بنده خدا
ها؟نظرت چیه؟خوش سلیقه هم که هستی من قبولت دارم

عزیزم توروخدا شرمندم نکن
خو بهم حق بده اونم اسمش رو گذاشته نازنین2!
تو بنویس نازنین جونه رستا
اونوقت دیگه محاله قاطی بشین
عزیزم دیگه قاطیتون نمیکنم
آیپی تورو دارم میفهمم کی نظر گذاشته واسم
نازنین جونه رستا
18 مرداد 92 2:15
ایییی جوووونم
منم بچه پررو سریع اسممو نوشتم.بخدا با اینکه ندیدمت اما خیییلی دوست دارم.باهات احساس نزدیکی میکنم.فدات شم.راستی رستا عیدت مبارک
سال دیگه همین موقع مارتیا هم عید فطرو هست.ای جونم
ایشالا همیشه خوشحال باشین ددر کنار هم ماهم شاد باشیم از شاد بودنتون
برم دیگه بخوابم اینجا ساعت 2:15 نصفه شبه منم که جغد


آآآخی عزیزم
برو
به دنیای جغدا خوش بومئی!
من از وقتی که مارتیا اومده جغد شدم
حسه خیلی خوبی دارم .... کیف میده!اولاش ناراحت بودم اما جغد بودن هم عااالمی داره!
منم باهات احساسه خوبی دارم جااااااااانم
مرسی عید شما هم مبارک
بلی ساله دیگه این وروجکم هست در بینمون!
نازنین جونه رستا
18 مرداد 92 2:29
اییییی جاااانم.تی جانه قوربان.رشتی گفتی؟
اخیییییواقعا مادر بودن چه احساس قشنگی که میگی حتی بی خوبیاشم دوست داری


هههههههی هیییییییی بهله خانوم کوجاشو دیدی
چه زبونایی دوست داری واست بحرفم؟
آره مادر بودن احساس وصف ناپذیریه.....
برای یه زن از زیباییش مهمتر چیزی نیست ....
وقتی از اون به سادگی کذشتی.......
نازنین 2
18 مرداد 92 22:46
سلام..

خیلی دلم میخواست وبتو کامل ببینم و بخونمش، آخه به نظرم جالب و جذاب میومد و حس خوبی داشتم به تو و وبت..

بهت نمیومد که انقد.......

باشه اعتماد نکن اما همیشه همه آدما رو به یه چشم نبین..


دیگه نمیام وبت..

مراقب نی نیت باش..
خداحافظ

فکر میکردم منطقی تر از این حرفها باشی....
من همرو به یه چشم نمیبینم....
بلکه از زخمها و خنجرهایی که خوردم اونم از کسایی که ادعای دوستی داشتن بدجوری آزرده خاطر شدم....
من به شخصه تو هیچ اتهامی نزدم و نخواهم زد....فقط حسمو گفتم و تو اگه خودتو یه لحظه میذاشتی جام میتونستی درکم کنی که نکردی.....
هیچ تبعیضی هم قائل نشدم تمامه بچه هایی که میبینی رمز دارن وبلاگ هم دارن و وبلاگشون دمه دستمه و خوب میشناسمشون....خیلیا بودن که تقاضای رمز با ایمیل رو کردن اما همین جوابه تورو گرفتن....
همین نازنینی که هم اسمه تویه هم اگه بری کامنتاشو
بخونی میبینی که رمزم رو نداره و تا بحال هم نخواسته چون نوشته هام رو دوست داشته و واسم اخترام قائل بوده.....
تو هم اگه نوشته هام فقط واست جذاب بود دنباله رمز نبودی و با ندادن رمز هم از طرفه من نمیومدی روراست بگی که (دیگه نمیام وبت!) پس نتیجه= نوشته هام اصلا واست مهم نیست و فقط کنجکاوی که پست های رمز دار رو ببینی...تازه انگار این حرف منو که گفتم تو پستای رمزدار فقط عکسرو هم باور نکردی.....
چیزه خاصی برای خوندن توی این پست ها وجود نداره
متوجه هم نشدی که گفتم یکی ایمیلم رو هک کرده...
برو پست شماره ی 52 رو با دقت بخون!!
ناراحت شدم چون دوسست داشتم .
اماهرجوری که راحتی رفتار کن نازنین خانوم.
برات آرزوی موفقیت دارم
نارنین 2
19 مرداد 92 0:59
من همه ویتو خوندم.. حتی اون پستی که گفتی.. بهتم حق میدم بدبین باشی.. وبتم برام جالبه.. میخواسم کامل دیده باشمش.. مطالب و و نوشته ها رو.. اما با این برخوردی که باهام کردی فک کردم اصلا دلت نمیخواد به جمع خواننده هات یه نفر اضافه بشه.. بخاطر همین گفتم دیگه نمیام وبت.. اگه دوسم داشتی یه درصد احتمال میدادی من ادم درستی باشم نه مث کسی که بویی از انسانیت نبره و میلتو هک کرده.. بیخیال خوش باشی
مامان ریحان
25 مرداد 92 1:46
اومدم وبت یهو ریحان اومد تو اتاقم عکس این پستت یکمی بالا بود طوری که روی نشینمن گاهش پیدا بود
که رژ لب زده بهم میگه مامان این نی نی چرا رو کوکولی هاش = نشینمن گاه به زبون ریحان اینجوری کرده ( عکسو گذاشتم کامل ببینه بازم فقط رژ لب روی کوکولی رو می بینه و میگه ای وای نباید اینجوری کنه فداش بشم بچم از بس من میگم نباید رژ لب بزنی ایقد حساس شده


الهی خو سیما جون چرا بچرو سرزنش میکنی بزار هرچه قدر دوست داره ماتیک بزنه...
الهی فداش بشم یاد بچگیامون افتادم
از طرف من حتما ماچش کن این شیرین بانورو با این شیرین زبونیاش که نقل و شکر از کلامش میباره