84-سونوی ناگهانی ماه هفتم
سلام دوستان
نمیتونم خیلی زیاد بنویسم
دیشب از شدت ناراحتی زیاد خآبم نبرد
نمیتونم خیلی توضیح بدم اما جریان این مزاحم به این سادگیا که شما فکر میکنید نیست و ماجرا بسی پیچیده تر از این حرفاست ....
امروز هم به دلیل اینکه مارتیا از دیشب واسه مامانش تکون نخورده بود رفتیم بیمارستان و نوار قلب و آزمایش و سونو ....شکر خدا همه چی خوب بود .، فقط فشارم خیلی پایین بود که به خاطر همون بستری شدم برای سرم ....
بد از زهری هم برگشتیم خونه....
پسر قشنگم توی ۷ ماهگی :
پهنای استخون جمجمت هفت و ۳ دهم سانتی متر
پهنای شکمت شش و ۸ دهم سانتیمتر
وزنت ۱ کیلو و ۳ گرم
هنوز هم کلی جا داری برای بزرگ شدن
وضیت دهانه ی رحم هم نرمال (به خاطر سرکلاژ )
فقط جفت هنوز ی مقدار کمی پایین بود
دوستان از همتون نهایت تشکر رو دارم به خاطر اینکه منتظرم بودید ، نگرانم بودید ، هوام رو داشتید و پشتیبانیم کردین
خیلی ازتون ممنونم
میخاستم بگم که به احتمال زیاد ی هفته ای نمیام
این روزا خیلی واسم بد و استرس آور بود .....
دوست دارم تا ی هفته برای خونوادم زندگی کنم ، بدور از هر مشکل و دغدغه ای
میخام یکمی آروم شم
برای مارتیا اینجوری بهتره
راجب به تولدم پرسیده بودید
، تولدم یک شنبست ، ۳ روز دیگه .....
همتون رو به خدای مهربون میسپارم
واستون بهترینا رو میخام
واسمون دعا کنین
ممنونم

خدارو هزار مرتبه شکر که سالمی عشق من
حتا اگه خیلیا سلامتیت رو نخوان ......


84-سونوی ناگهانی ماه هفتم
